رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

نمی توان غم دل را به خنده بیرون کرد      ز خنده رویی گل تلخی از گلاب نرفت

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو ا ساغر هستی به کامم ننشستی

ندانم که چه گویی ندانم که چه هستی

  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یارم تویی در عالم، یار دگر ندارم           تا در تنم بود جان، دل از تو بر ندارم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میازار موری که دانه کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است

  • خوب 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو عهد كرده اي كه كشاني به خون مرا        من جهد كرده ام كه به عهدت وفا كني

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا

یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این جهان و هر چه در وی است جز افسانه نیست

وین تغافل بین که ما سرگرم این افسانه اییم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

زبامی که برخاست مشکل نشیند

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  در آن شهری که مردانش عصا از کور می دزدند

من از ناباوری آنجا محبت آرزو کردم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 13 دقیقه قبل، fahimi گفته است :

  در آن شهری که مردانش عصا از کور می دزدند

من از ناباوری آنجا محبت آرزو کردم

مگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتم
با خیال چشم مستت از می و مستی گذشتم
 دامن گلچین پر از گل بود از باغ حضورت
من چو باد صبح از آنجا با تهی دستی گذشتم
من از آن پیمان که با چشم تو بستم سال پیشین

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نار خندا باغ را خندان کند

صحبت مردانت از مردان کند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 20 دقیقه قبل، hedeyh2002 گفته است :

نار خندا باغ را خندان کند

صحبت مردانت از مردان کند

دل همچو سنگت ای دوست به  آب چشم سعدی 

 

عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی

سعدی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یار مرا غار مرا عشق چگر خوار مرا

یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ان قصه شنیدد که در باغ یکی روز 

از جور تبر زار بنالید سپیدار

کز من نه دگر بیخ وبنی ماند ونه شاخی

از تیشه هیزم شکن و اره نجار

در 7 دقیقه قبل، hedeyh2002 گفته است :

یار مرا غار مرا عشق چگر خوار مرا

یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روح تویی نوح تویی فاتح و مفتوح تویی

سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا

  • خوب 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اي نسيم سحر آرامگه يار كجاست     منزل آن مه عاشق كش عيار كجاست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا توانی دلی بدست اور                   که دل شکستن هنر نمی باشد

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درین سرای بی کسی کسی بدر نمیزند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم

ازچه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون        او به مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مپرس حال مرا روزگار یارم نیست

جهنمی شده ام هیچ کس کنارم نیست

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود

تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میازار موری که دانه کش است

که جان دارد و جام شیرین خوش است

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×