رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

تـــــــو با من باش از خوشحالی بسیار می رقصم

بگو با دف ، پیانو ، چنگ ،حتی تــــــــار می رقصم

تــــــــو باشی در کنارم وای مثل قاصدک در باد

برایت عاشقانه صد هـــــــــــــزاران بار می رقصم

سماع و باله و هیپ هاپ . تانـــگو بنــــدری ، ترکــی

به هر سازت ، بدون درهــــم و دینـــــار می رقصم

بیـــــــا بنشین میـــــان چشم من ،ای نازنین دلبـــــر

که دایم دور تــــــو چون پایه ی پرگار می رقصم

بخوان در گوش من ، لالایی ماندن بخوان از عشق

چو می پیچد صدایت بین گنـــــــدم زار می رقصم

غمت را یک به یک بر دوش من بگــــــذار و بعد از آن

تماشا کن ، برایت مثل یک غمخــــــوار می رقصم

مفاعیلن، مفاعیلن، مفاعیلن بزن جانــــــــــــــا

که با هر وزن و هر آهنگ و هر تکـــــرار می رقصم

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهرهٔ ناچخ بکوبد مهره‌های گردنان

نشتر ناوک بکاود عرقهای سهمگین

نوآیین مطربان داریم و بربطهای گوینده

مساعد ساقیان داریم و ساعدهای چون فله

عجب دلتنگ و غمخوارم، ز حد بگذشت تیمارم

تو گویی در جگر دارم دو صد یاسیج گرگانی

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یار در خانه و ماگرد جهان می گردیم

آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ﻧﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻗﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﭼﻮ ﺭﻭﺯﯼ ﺯ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺁﻣﺪ
ﺷﺒﯽ ﻫﻢ ﺩﺭﺁﻏﻮﺵ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت

عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت

  • تشکر 3
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ترسم ای مرگ،تو نیایی و من پیر شوم

آنقدر زنده بمانم که ز جان سیر شوم

  • تشکر 4
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من از بیگانگان دیگر ننالم

که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در دلم بنشسته‌ای بیرون میا

نی برون آی از دلم در خون میا

چون ز دل بیرون نمی‌آیی دمی

هر زمان در دیده دیگرگون میا

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور 

پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی؟

  • تشکر 2
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یا دست به زیر سنگم آید

یا زلف تو زیر چنگم آید

در عشق تو خرقه درفکندم

تا خود پس ازین چه رنگم آید

هر دم ز جهان عشق سنگی

بر شیشهٔ نام و ننگم آید

آن دم ز حساب عمر نبود

گر بی تو دمی درنگم آید

چون بندیشم ز هستی تو

از هستی خویش ننگم آید

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دل را شکسته ای و غرامت نمی دهی

دستت درست دلبر گردن کلفت من!

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نه قدر وصال تو هر مختصری داند

نه قیمت عشق تو هر بی خبری داند

هر عاشق سرگردان کز عشق تو جان بدهد

او قیمت عشق تو آخر قدری داند

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم...

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میل درکش روی آن دلبر ببین

عقل گم کن نور آن جوهر ببین

روح را در سر او حیران نگر

عقل را در کار او مضطر ببین

در ره عشقش که سر گوی ره است

صد هزاران سرور بی سر ببین

جان مشتی عاشق دل سوخته

خوش نفس چون عود در مجمر ببین

پیش شمع آفتاب روی او

عقل را پروانهٔ بی‌پر ببین

چند بینی آنچه آن ناید به کار

جوهری دل شو و گوهر ببین

پس به نور آن گهر چندان که هست

ذره‌های کون خشک و تر ببین

گر ندیدی آفتاب نور بخش

سحر عطار سخن گستر ببین

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ناز پرورد تنعم نبرد ‌راه به دوست

عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلم اگر چه شكسته ، اگر چه بيمار است

ولي به عشق تو چون هست مبتلا ، خوب است

مريض عشق تو هرگز شفا نمي‌خواهد

چرا كه درد اگر بود بي دوا ، خوب است

مگو كه “درد و بلايت به جان من بخورد”

به راه عشق ، اگر درد ، اگر بلا خوب است

خوشم به خنده ، به اخم و گلايه‌ات ، زيرا

هر آنچه مي رسد از جانب شما خوب است

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا سر زلف پریشان تو محبوب منست

روزگارم به سر زلف پریشان ماند

چه کند کشته عشقت که نگوید غم دل

تو مپندار که خون ریزی و پنهان ماند

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دام تزویر که گستردیم بهر صید خلق

کرد مارا پایبند و خود شدیم آخر شکار

 

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روز ها فکر من این است همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

  • تشکر 2
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میانِ خاک و خون شادی که جوید
ترا عاقل درین معنی چه گوید

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی

یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یار من چون بخرامد به تماشای چمن

برسانش ز من ای پیك صبا پیغامی

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یادِ ایامی که در گلشن فغانی داشتیم

در میانِ لاله و گل آشتیانی داشتیم

 

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
من هر چه دیده ام ز دل و دیده دیده ام 
 گاهی ز دل بود گله گاهی ز دیده ام
  • تشکر 2
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بسم الله الرحمن

مارا به مقام عشق راهی دادند 

در کوی خرابات پناهی دادند

 درویشی و بیچارگی ما دیدند

 مارا هم از این نمد کلاهی دادند 

 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×