رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

روح سحري ، ناز دميدن داري

مثل غزلي تازه ، شنيدن داري

اي قصه ي روزهاي من بودم و تو

آنقدر نديدمت كه ديدن داري

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یاعلی گفتیم وعشق آغازشد

یاعلی گفتیم ودریا خنده کرد

عشق مارابازهم شرمنده کرد

یاعلی گفتیم وگل هاواشدند

عشق آمد قطره ها دریا شدند

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دست تو ز جام می چرا بیکار است

می‌خور که زمانه دشمنی غدار است

دریافتن روز چنین دشوار است

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تیری که زدی بر دلم از غمزه، خطا رفت

تا باز چه اندیشه کند رای صوابت

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی

پیداست نگارا که بلند است جنابت

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو صبح عالم افروزی و من شمع سحرگاهی

گريبان باز كن در صبح تا من جان برافشانم

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من آن نیم که حلال  از حرام نشناسم

شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام...

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست                        تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

«حافظ»

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ترک ما کردی برو
هم صحبت اغیار باش
یار ما چون نیستی
با هر که خواهی یار باش

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شور عشقی کو،که رسوای جهان سازد مرا

بی نیاز از نام وفارغ از نشان سازدمرا

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آن گل که چو من هزار دارد بلبل

دانی به سرش چیست پریشان کاکل

روئیده میان سبزه‌زاری ریحان

یا سرزده در بنفشه زاری سنبل

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لبخند که میزنی بهار میشوی

گریه که میکنی ابر بهاری

وای به حال من که اسیر پائیز توام...

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما همانیم که بودیم و محبت باقیست

ترک صحبت نکند دل که به مهر آکندند

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دردیاری که درآن نیست کسی فکر کسی 

کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یا رب آن شاه وش ماه رخ زهره جبین

در یکتای که و گوهر یکدانه ی کیست

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو مرا یاد کنی یا نکنی 

باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست اما...

نفسم می گیرد 

در هوایی که نفس های تو نیست..

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

توانا بود هرکه دانا بود

ز دانش دل پیر برنا بود

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم

گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم

در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل

من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافریست رنجیدن

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نیست بی دیدار تو در دل شکیبایی مرا

نیست بی‌گفتار تو در دل توانایی مرا

در وصالت بودم از صفرا و از سودا تهی

کرد هجران تو صفرایی و سودایی مرا

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آن کس چیز میبخشد به سان مرد میبخشد

نه چون صائب که میبخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور میبخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را     به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اَلا یا اَیُهَا السّاقی اَدِر کَأسَاً و ناوِلها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها

 

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آسایش دو گیتی تفسیرِ این دو حرف است

با دوستان مروّت با دشمنان مدارا

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آنچه از دریا به دریا می رود      از همان جا کامد، آنجا می رود

مولوی

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم می رود..

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×